مقدمه: چرا تحول منابع انسانی بدون بازطراحی مدل عملیاتی ممکن نیست؟

در بسیاری از سازمان‌ها، منابع انسانی طی سال‌های گذشته دستخوش تغییرات قابل‌توجهی شده است. از یک سو، انتظارات کارکنان از سازمان تغییر کرده و از سوی دیگر، مدیران انتظار دارند واحد منابع انسانی در موضوعاتی مانند بهره‌وری، تجربه کارکنان، توسعه استعدادها، جانشین‌پروری و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده نقش فعال‌تری داشته باشد. با این حال، یک پرسش اساسی همچنان مطرح است:

آیا می‌توان با همان ساختار، فرایندها و شیوه‌های کاری گذشته، چنین نقشی را ایفا کرد؟ پاسخ در بسیاری از موارد منفی است. 

تحول منابع انسانی صرفاً به معنای خرید یک نرم‌افزار جدید، برگزاری دوره‌های آموزشی یا ایجاد چند عنوان شغلی جدید نیست. تحول واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که سازمان مشخص کند خدمات منابع انسانی چگونه باید طراحی، سازمان‌دهی، ارائه و اندازه‌گیری شوند. اینجاست که مفهوم مدل عملیاتی منابع انسانی (HR Operating Model) اهمیت پیدا می‌کند.مدل عملیاتی، پلی است میان استراتژی منابع انسانی و اجرای واقعی آن؛ یعنی مشخص می‌کند چه کسی، چه خدمتی را، برای چه کسی، با چه فرایندی، با استفاده از چه فناوری و با چه سطحی از عملکرد ارائه می‌کند.

مدل عملیاتی منابع انسانی(HR Operating Model) چیست؟

مدل عملیاتی منابع انسانی چارچوبی است که نحوه سازمان‌دهی و ارائه خدمات HR را مشخص می‌کند. اگر استراتژی منابع انسانی به این سؤال پاسخ دهد که: "منابع انسانی برای تحقق اهداف کسب‌وکار باید به کجا برسد؟" مدل عملیاتی به این سؤال پاسخ می‌دهد: "چگونه قرار است به آنجا برسیم؟" یک مدل عملیاتی جامع معمولاً چند مؤلفه اصلی دارد:

  • ساختار و نقش‌ها: چه تیم‌ها و نقش‌هایی در HR وجود دارند؟
  • فرایندها: خدمات منابع انسانی چگونه طراحی و اجرا می‌شوند؟
  • حاکمیت: چه کسی مسئول تصمیم‌گیری و پاسخگویی است؟
  • فناوری: چه ابزارها و سیستم‌هایی از فرایندها پشتیبانی می‌کنند؟
  • داده و تحلیل: تصمیم‌های منابع انسانی بر چه اطلاعاتی استوارند؟
  • قابلیت‌ها: چه دانش، مهارت و توانمندی‌هایی در تیم HR موردنیاز است؟
  • تجربه کارکنان: دریافت خدمات HR برای کارکنان و مدیران چگونه خواهد بود؟

بنابراین، طراحی مدل عملیاتی را نمی‌توان صرفاً به طراحی چارت سازمانی تقلیل داد. 

منبع: چارچوب پیشنهادی استارکو برای مؤلفه‌های مدل عملیاتی منابع انسانی (تدوین‌شده با بهره‌گیری از ادبیات HR Operating Model  در  Deloitte، McKinsey، CIPD  وGartner )

چرا مدل عملیاتی سنتی دیگر کافی نیست؟

در مدل‌های سنتی، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت منابع انسانی صرف فعالیت‌های اجرایی و اداری می‌شود؛ از مدیریت پرونده کارکنان و مرخصی گرفته تا پاسخگویی به درخواست‌ها، اجرای فرایندهای استخدام و تهیه گزارش‌های دوره‌ای. این فعالیت‌ها همچنان ضروری‌اند، اما مسئله اینجاست که اگر تمام ظرفیت HR درگیر عملیات روزمره باشد، فرصت چندانی برای پرداختن به مسائل استراتژیک باقی نمی‌ماند.

یک مدیر منابع انسانی امروز باید بتواند به سؤالاتی مانند این‌ها پاسخ دهد:

  • چه مهارت‌هایی در سه سال آینده برای سازمان حیاتی خواهند بود؟
  • کدام مشاغل در معرض کمبود نیروی متخصص قرار دارند؟
  • چرا برخی کارکنان کلیدی سازمان را ترک می‌کنند؟
  • سرمایه‌گذاری آموزشی در کدام حوزه‌ها بیشترین اثر را دارد؟
  • بهره‌وری نیروی انسانی چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟
  • چگونه تجربه کارکنان را بهبود دهیم؟
  • هوش مصنوعی کدام فعالیت‌های HR را می‌تواند متحول کند؟

پاسخ به این پرسش‌ها با یک واحد HR که عمدتاً درگیر فعالیت‌های روزمره و تراکنشی است، دشوار خواهد بود. از همین رو، تحول HR اغلب با یک سؤال مهم آغاز می‌شود: آیا مدل عملیاتی فعلی منابع انسانی برای استراتژی آینده سازمان مناسب است؟

مهم‌ترین مدل‌ها و رویکردهای عملیاتی منابع انسانی

یک مدل واحد برای همه سازمان‌ها وجود ندارد. نحوه سازمان‌دهی و ارائه خدمات منابع انسانی به عواملی مانند اندازه سازمان، استراتژی کسب‌وکار، پراکندگی جغرافیایی، پیچیدگی فعالیت‌ها، بلوغ فناوری و قابلیت‌های تیم منابع انسانی بستگی دارد.

همچنین باید توجه داشت که همه مدل‌هایی که در ادبیات منابع انسانی با عنوان «مدل HR» شناخته می‌شوند، الزاماً یک مدل عملیاتی کامل نیستند. برخی بیشتر بر نحوه سازمان‌دهی تیم HR تمرکز دارند، برخی شیوه ارائه خدمات را مشخص می‌کنند و برخی نیز ویژگی‌های مدل عملیاتی مدرن را نشان می‌دهند. در عمل، سازمان‌ها معمولاً ترکیبی از این رویکردها را متناسب با نیاز خود به کار می‌گیرند.

۱. مدل وظیفه‌ای یا سنتی منابع انسانی (Functional HR Model)

در مدل وظیفه‌ای، فعالیت‌های منابع انسانی بر اساس حوزه‌های تخصصی سازمان‌دهی می‌شوند. برای مثال، واحدهایی مانند جذب و استخدام، آموزش و توسعه، جبران خدمات، امور کارکنان و روابط کار هر یک مسئول بخشی از فعالیت‌های HR هستند.

این مدل به دلیل سادگی و وضوح مسئولیت‌ها، به‌ویژه برای سازمان‌های کوچک‌تر یا سازمان‌هایی با پیچیدگی محدود، می‌تواند کارآمد باشد. با افزایش اندازه و پیچیدگی سازمان، ممکن است چالش‌هایی مانند ایجاد جزیره‌های تخصصی، تکرار فعالیت‌ها، دشواری هماهنگی بین واحدها، تمرکز بیش از حد بر عملیات و تجربه غیر یکپارچه کارکنان ایجاد شود. به همین دلیل، با رشد سازمان معمولاً نیاز به سازوکارهایی برای یکپارچه‌سازی بیشتر خدمات HR افزایش پیدا می‌کند.

۲. مدل شریک تجاری منابع انسانی (HR Business Partner Model)

در رویکرد HR Business Partner، هدف این است که منابع انسانی ارتباط نزدیک‌تری با مدیران و نیازهای واقعی کسب‌وکار داشته باشد. HRBP در کنار مدیران کسب‌وکار قرار می‌گیرد و به جای تمرکز صرف بر اجرای فعالیت‌های اداری منابع انسانی، در موضوعاتی مانند برنامه‌ریزی نیروی انسانی، مدیریت عملکرد، توسعه سازمان، مدیریت استعداد، تغییرات سازمانی و حل مسائل مرتبط با نیروی انسانی مشارکت می‌کند. در این رویکرد، HRBP باید بتواند مسائل کسب‌وکار را درک کرده و آنها را به راهکارهای منابع انسانی متصل کند.

با این حال، صرف ایجاد عنوان شغلی HRBP به معنای استقرار این مدل نیست. اگر HRBP همچنان بخش عمده زمان خود را صرف فعالیت‌های اجرایی و تراکنشی کند، فرصت کافی برای ایفای نقش شریک کسب‌وکار نخواهد داشت. به همین دلیل، مدل HRBP معمولاً زمانی اثربخش‌تر است که فعالیت‌های تخصصی و تراکنشی HR از نقش HRBP تفکیک شده باشند.

۳. مدل خدمات مشترک منابع انسانی (HR Shared Services)

در مدل خدمات مشترک، فعالیت‌های تکرارشونده، استاندارد و تراکنشی منابع انسانی در یک مرکز یا ساختار متمرکز می‌شوند. خدماتی مانند پاسخگویی به درخواست‌های کارکنان، مدیریت اطلاعات پرسنلی، امور اداری، پشتیبانی استخدام و برخی فرایندهای پرداخت و مزایا می‌توانند از طریق Shared Services ارائه شوند.

هدف اصلی این رویکرد، استانداردسازی خدمات، کاهش دوباره‌کاری، افزایش بهره‌وری و ایجاد تجربه‌ای منسجم‌تر برای کارکنان است. در مدل‌های پیشرفته‌تر، خدمات مشترک با فناوری‌هایی مانند HRIS، پورتال کارکنان، Employee Self-Service، سیستم‌های مدیریت درخواست و اتوماسیون فرایندها ترکیب می‌شود. تعریف SLA و شاخص‌های عملکرد نیز امکان اندازه‌گیری سرعت، کیفیت و هزینه ارائه خدمات را فراهم می‌کند.

۴. مدل سه‌جزئی HRBP، مراکز تخصصی و خدمات مشترک

یکی از شناخته‌شده‌ترین معماری‌ها برای سازمان‌دهی منابع انسانی، تفکیک فعالیت‌ها میان سه جزء اصلی است:

  • HR Business Partners (HRBP): در کنار مدیران کسب‌وکار فعالیت می‌کنند و نیازها و مسائل کسب‌وکار را به راهکارهای منابع انسانی متصل می‌کنند.
  • Centers of Expertise (CoE): مسئول توسعه دانش، سیاست‌ها، استانداردها و راهکارهای تخصصی در حوزه‌هایی مانند جبران خدمات، یادگیری و توسعه، مدیریت استعداد، توسعه سازمان و تحلیل منابع انسانی هستند.
  • Shared Services: فعالیت‌های استاندارد، پرتکرار و تراکنشی منابع انسانی را با تمرکز بر کیفیت، سرعت و بهره‌وری ارائه می‌کنند.

منطق اصلی این معماری، تفکیک سه نوع فعالیت است:

  • کسب‌وکار و نیازهای آن از طریق HRBP
  • طراحی راهکار و تخصص از طریق CoE
  • ارائه خدمات و عملیات از طریق Shared Services

این تفکیک می‌تواند بخشی از ظرفیت HR را از فعالیت‌های روزمره آزاد کرده و امکان تمرکز بیشتر بر مسائل استراتژیک کسب‌وکار را فراهم کند.با این حال، موفقیت این مدل وابسته به تعریف روشن نقش‌ها، فرایندها، حاکمیت، تعامل میان اجزا و زیرساخت فناوری است. صرف ایجاد سه ساختار یا تغییر عناوین شغلی، تحول منابع انسانی ایجاد نمی‌کند.

۵. مدل چابک منابع انسانی (Agile HR Operating Model)

در محیط‌هایی که تغییرات کسب‌وکار سریع است، ساختارهای ثابت و کاملاً سلسله‌مراتبی ممکن است پاسخگوی نیازهای جدید نباشند.

در مدل چابک، تیم‌های HR می‌توانند حول یک مسئله، پروژه، تجربه کارکنان یا اولویت مشخص کسب‌وکار شکل بگیرند و به‌صورت بین‌وظیفه‌ای فعالیت کنند.

برای مثال، به جای اینکه پروژه «بهبود تجربه استخدام» صرفاً توسط تیم جذب انجام شود، تیمی متشکل از متخصصان جذب، فناوری، برند کارفرمایی، داده و نمایندگان کسب‌وکار می‌تواند روی این مسئله کار کند.هدف این رویکرد، کوتاه‌تر کردن چرخه تصمیم‌گیری، افزایش همکاری بین تخصص‌ها و نزدیک‌تر کردن HR به مسائل واقعی کسب‌وکار است.

۶. مدل دیجیتال و داده‌محور منابع انسانی (Digital & Data-Driven HR Operating Model)

در مدل‌های عملیاتی جدید، فناوری صرفاً ابزاری برای پشتیبانی از فعالیت‌های HR نیست، بلکه بخشی از طراحی نحوه ارائه خدمات منابع انسانی است.

کارکنان می‌توانند بسیاری از خدمات را از طریق Self-Service دریافت کنند، مدیران به اطلاعات و داشبوردهای موردنیاز خود دسترسی داشته باشند و تیم HR نیز به جای صرف زمان برای تهیه دستی اطلاعات، از داده‌ها برای تحلیل و تصمیم‌گیری استفاده کند.

در سطح پیشرفته‌تر، تحلیل داده و هوش مصنوعی می‌توانند در حوزه‌هایی مانند شناسایی شکاف مهارتی، تحلیل ماندگاری کارکنان، برنامه‌ریزی نیروی انسانی، اتوماسیون فعالیت‌های تکراری، دستیارهای هوشمند و شخصی‌سازی تجربه کارکنان به کار گرفته شوند.

بنابراین، «دیجیتال و داده‌محور بودن» را می‌توان بیش از آنکه یک ساختار سازمانی مستقل بدانیم، یکی از ویژگی‌های مهم مدل عملیاتی مدرن HR در نظر گرفت.

سازمان‌ها الزاماً یکی از این مدل‌ها را انتخاب نمی‌کنند، نکته مهم این است که این رویکردها الزاماً جایگزین یکدیگر نیستند.

برای مثال، یک سازمان می‌تواند دارای HRBP برای تعامل با واحدهای کسب‌وکار، CoE برای طراحی راهکارهای تخصصی و Shared Services برای ارائه خدمات استاندارد باشد و در عین حال، بخش قابل‌توجهی از خدمات خود را دیجیتال و داده‌محور ارائه کند و برای برخی پروژه‌ها نیز از تیم‌های چابک استفاده کند.

بنابراین، سؤال اصلی این نیست که «کدام مدل بهترین است؟»؛ بلکه باید پرسید: چه ترکیبی از ساختار، نقش‌ها، فرایندها، حاکمیت، فناوری، داده و قابلیت‌ها با استراتژی و شرایط سازمان ما تناسب بیشتری دارد؟ پاسخ به این سؤال، مبنای طراحی مدل عملیاتی منابع انسانی متناسب با هر سازمان است.

مدل مناسب را چگونه انتخاب کنیم؟

انتخاب مدل عملیاتی HR نباید از روی مد یا تقلید از سازمان‌های دیگر انجام شود. مدلی که برای یک سازمان چند هزار نفره با شعب متعدد مناسب است، الزاماً برای یک شرکت متوسط با ساختار متمرکز مناسب نیست. برای انتخاب مدل مناسب، باید حداقل این عوامل بررسی شوند: 

عامل
پرسش کلیدی
استراتژی کسب‌وکار
HR  باید از کدام اهداف استراتژیک پشتیبانی کند؟
اندازه سازمان
چه تعداد کارمند و چه تعداد واحد سازمانی وجود دارد؟
پیچیدگی
فرایندها و نیازهای HR تا چه اندازه متنوع‌اند؟
جغرافیا
سازمان متمرکز است یا چندسایتی؟
فناوری
سطح بلوغ دیجیتال HR چقدر است؟
داده
کیفیت و دسترس‌پذیری داده‌های HR چگونه است؟
تجربه کارکنان
کارکنان چگونه خدمات HR را دریافت می‌کنند؟
قابلیت‌های HR
تیم فعلی HR چه توانمندی‌هایی دارد؟

بنابراین، نقطه شروع مناسب نه انتخاب یک مدل آماده، بلکه تشخیص وضعیت موجود و طراحی مدل متناسب با شرایط سازمان است.

از کجا تحول مدل عملیاتی HR را شروع کنیم؟

تحول منابع انسانی پروژه‌ای نیست که صرفاً با تغییر چارت سازمانی آغاز شود. یک رویکرد عملی می‌تواند در چند مرحله دنبال شود.

گام اول: شناخت وضعیت موجود

ابتدا باید بدانیم HR امروز چگونه کار می‌کند. برای این کار می‌توان موارد زیر را بررسی کرد:

  • ساختار سازمانی
  • نقش‌ها و مسئولیت‌ها
  • فرایندهای کلیدی
  • حجم فعالیت‌های تراکنشی
  • فناوری‌های مورد استفاده
  • هزینه‌های HR
  • شاخص‌های عملکرد
  • تجربه مدیران و کارکنان

هدف این مرحله، پیدا کردن فاصله میان وضعیت موجود و مدل موردنیاز آینده است.

گام دوم: تعریف مدل هدف

پس از شناخت وضعیت موجود، باید مشخص شود که HR در آینده چگونه باید کار کند.

برای مثال:

  • چه خدماتی متمرکز شوند؟
  • چه فعالیت‌هایی در کسب‌وکار باقی بمانند؟
  • چه خدماتی دیجیتال شوند؟
  • چه فعالیت‌هایی برون‌سپاری شوند؟
  • HRBPها چه مسئولیت‌هایی داشته باشند؟
  • مراکز تخصصی چگونه فعالیت کنند؟
  • چه داده‌هایی برای تصمیم‌گیری ضروری باشند؟

گام سوم: بازطراحی فرایندها

گاهی مشکل اصلی در ساختار نیست؛ بلکه در فرایند است. یک فرایند استخدام ممکن است چندین تأییدیه، ورود چندباره اطلاعات و مراحل غیرضروری داشته باشد. در چنین شرایطی، قبل از اضافه کردن نیروی جدید، فناوری جدید یا تغییر ساختار، باید خود فرایند را بازطراحی کرد.یک اصل مهم در تحول دیجیتال HR این است:

فرایند ناکارآمد را نباید صرفاً دیجیتال کرد؛ ابتدا باید آن را ساده و بازطراحی کرد.

گام چهارم: طراحی فناوری و داده

پس از مشخص شدن مدل عملیاتی و فرایندها، فناوری باید متناسب با آنها انتخاب شود. هدف صرفاً داشتن نرم‌افزارهای بیشتر نیست؛ بلکه ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه است که اطلاعات را در اختیار کارکنان، مدیران و تیم HR قرار دهد. در این مرحله موضوعاتی مانند موارد زیر می‌توانند مورد بررسی قرار گیرند.

  • سیستم اطلاعات منابع انسانی
  • مدیریت استعداد
  • آموزش و یادگیری
  • مدیریت عملکرد
  • داشبوردهای مدیریتی
  • تحلیل منابع انسانی
  • اتوماسیون
  • هوش مصنوعی

نقش مشاور در تحول مدل عملیاتی منابع انسانی

یکی از چالش‌های سازمان‌ها این است که تیم HR معمولاً هم‌زمان باید عملیات روزمره را ادامه دهد و مدل آینده را نیز طراحی کند. به همین دلیل، در پروژه‌های تحول، استفاده از یک نگاه مستقل و تخصصی می‌تواند ارزش ایجاد کند.یک رویکرد حرفه‌ای در این زمینه باید فراتر از ارائه یک گزارش باشد و بتواند مسیر تشخیص، طراحی، اولویت‌بندی، اجرا، سنجش، بهبود را پشتیبانی کند.

چگونه موفقیت مدل عملیاتی جدید را اندازه‌گیری کنیم؟

هر مدل عملیاتی باید قابل اندازه‌گیری باشد.برخی شاخص‌های مهم عبارت‌اند از:

  • شاخص‌های بهره‌وری: مانند: هزینه HR به ازای هر کارمند، تعداد کارکنان تحت پوشش هر متخصص HR، زمان ارائه خدمات
  • شاخص‌های کیفیت خدمات: مانند رضایت کارکنان از خدمات HR، رضایت مدیران، درصد درخواست‌های حل‌شده در SLA، نرخ خطا در فرایندها
  • شاخص‌های تجربه کارکنان: مانند زمان پاسخگویی، سهولت دسترسی به خدمات، میزان استفاده از Self-Service، Employee Experience
  • شاخص‌های استراتژیک: مانند زمان جذب نیرو، نرخ ماندگاری استعدادهای کلیدی، اثربخشی آموزش، کیفیت برنامه جانشین‌پروری، شاخص‌های بهره‌وری نیروی انسانی

ترکیب این شاخص‌ها کمک می‌کند سازمان بفهمد آیا تحول HR واقعاً ارزش کسب‌وکاری ایجاد کرده است یا فقط ساختار جدیدی ایجاد شده است.

آینده مدل‌های عملیاتی منابع انسانی

مدل عملیاتی HR در حال حرکت از یک ساختار عمدتاً وظیفه‌ای به سمت یک اکوسیستم یکپارچه‌تر، دیجیتال‌تر و داده‌محورتر است.در این آینده، کارکنان انتظار دارند بسیاری از خدمات را بدون مراجعه مستقیم به واحد HR دریافت کنند. مدیران انتظار دارند اطلاعات موردنیازشان را سریع‌تر و دقیق‌تر ببینند و تیم منابع انسانی نیز باید زمان بیشتری برای موضوعاتی مانند توسعه سازمان، استعدادها، مهارت‌ها و تحول کسب‌وکار داشته باشد.

هوش مصنوعی می‌تواند بخش دیگری از این تغییر باشد؛ اما فناوری به‌تنهایی مدل عملیاتی جدید ایجاد نمی‌کند.

تحول موفق HR حاصل هم‌راستایی چهار عنصر است:  استراتژی + انسان + فرایند + فناوری

اگر یکی از این عناصر نادیده گرفته شود، احتمالاً نتیجه، بیشتر یک پروژه تغییر فناوری خواهد بود تا یک تحول واقعی در منابع انسانی.

مدل عملیاتی HR باید برای سازمان شما طراحی شود!

مدل عملیاتی منابع انسانی، نقشه‌ای برای تبدیل HR از یک واحد عمدتاً اجرایی به یک شریک مؤثر برای کسب‌وکار است. اما هیچ مدل واحدی برای همه سازمان‌ها وجود ندارد. یک سازمان ممکن است به خدمات مشترک گسترده نیاز داشته باشد؛ سازمانی دیگر ممکن است بر HRBP و نزدیکی بیشتر HR به کسب‌وکار تمرکز کند. سازمانی دیگر نیز ممکن است اولویت خود را روی دیجیتالی‌سازی، Self-Service و تحلیل داده قرار دهد. بنابراین، سؤال اصلی این نیست که: »کدام مدل عملیاتی HR بهترین است؟« بلکه سؤال درست این است:

"کدام مدل عملیاتی با استراتژی، ساختار، فرهنگ، فناوری و نیازهای آینده سازمان ما بیشترین تناسب را دارد؟"

پاسخ به این سؤال، نقطه شروع یک تحول واقعی در منابع انسانی است.


استارکو چگونه می‌تواند در این مسیر همراه سازمان شما باشد؟

گروه مشاوره منابع انسانی استارکو می‌تواند در این مسیر، از ارزیابی وضعیت موجود و طراحی مدل هدف تا بازطراحی فرایندها، طراحی راهکارهای منابع انسانی و همراهی در مسیر اجرا و بهبود در کنار سازمان‌ها قرار گیرد؛ با این هدف که تحول HR نه فقط روی کاغذ، بلکه در عملیات روزمره سازمان نیز قابل مشاهده باشد.

گروه مشاوره منابع انسانی استارکو با ترکیب نگاه کسب‌وکاری، طراحی فرایند، معماری منابع انسانی، فناوری و مدیریت تغییر، به سازمانها کمک میکند تا تحول HR را از سطح ایده به سطح اجرا منتقل کند. نکته مهم این است که هدف، پیاده‌سازی یک مدل «استاندارد» برای همه سازمان‌ها نیست؛ بلکه طراحی مدلی است که با استراتژی، ساختار و واقعیت‌های همان سازمان تناسب داشته باشد.

به منظور دریافت خدمات مشاوره می توانید از این طریق با ما در ارتباط باشید.

و یا از طریق این صفحه درخواست خدمات مورد نیاز خود را ثبت نمایید تا در اولین فرصت با شما تماس گرفته شود.